خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم اعلام میزان زکات فطریه ۱۴۰۳ توسط مراجع تقلیددفتر مراجع عظام تقلید میزان فطریه و کفاره روزه ماه مبارک رمضان را در سال ۱۴۰۳ را اعلام کردند.زکات از عبادات مالی اسلام است و با شرایط خاصّی واجب میشود.در اهمیّت زکات همین بس که خداوند متعال در نزدیک به ۳۰ آیه قرآن پس از دستور به نماز، سفارش به زکات میکند، آنچنان که گویی رابطهای عمیق بین نماز و زکات وجود دارد تا آنجا که خداوند متعال در قرآن آن را مقدّم بر نماز (عید) شمرده است و میفرماید: ««قَدْ افْلَحَ مَنْ تَزَکّی وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی؛ به یقین آن کس که زکات دهد و یاد پروردگارش را کند سپس نماز بخواند، رستگار است.»در این میان زکات فطره واجب مؤکد است و در روایتی از امام صادق علیه اسلام آمده «إنّ مِن تَمامِ الصَّومِ إعطاءَ الزَّکاةِ یعنی الفِطرَةَ کما أنَّ الصَّلاةَ علی النبِیّ صلی الله علیه و آله مِن تَمامِ الصّلاةِ، لأنّه مَن صامَ و لَم یُؤَدِّ الزَّکاةَ فلا صَومَ لَهُ إذا تَرَکَها مُتَعَمِّدا، تمامیت روزه به دادن زکات (فطریه) است، همچنان که تمامیت نماز به صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله است، زیرا اگر کسی روزه بگیرد و زکات فطره را عمداً ندهد از روزه بی بهره است.»کسی که موقع غروب شب عید فطر، بالغ و عاقل است، و بیهوش و فقیر و برده نیست، باید برای خودش و کسانی که نانخور او هستند، هر نفری یک صاع که گفته میشود تقریباً سه کیلو است از غذاهای معمول در شهرش مانند گندم یا جو یا خرما یا کشمش، یا برنج

برچسب: نویسنده: مینا یزدانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 18:55

بسم الله الرحمن الرحیمتوبه ابولبابه در جریان بنی قریظه ، به خاطر خیانتی که یهودیان به اسلام و مسلمین کردند ، رسول اکرم (ص ) تصمیم گرفت که کار آنها را یکسره کند . یهودیان از پیامبر(ص ) خواستند تا ابولبابه را پیش آنها بفرستد تا با او مشورت نمایند . پیامبر اکرم (ص ) فرمود : ابولبابه ! برو ، ابولبابه هم دستور آن حضرت را اجابت کرده و با آنها به مشورت نشست . اما او در اثر روابط خاصی که با یهودیان داشت ، در مشورت منافع اسلام و مسلمین را رعایت نکرد و یک جمله ای را گفت و اشاره ای را نمود که آن جمله و آن اشاره به نفع یهودیان و به ضرر مسلمانان بود .وقتی که از جلسه بیرون آمد ، احساس کرد که خیانت کرده است ، اگر چه هیچ کس هم خبر نداشت . اما قدم از قدم که بر می داشت و به طرف مدینه می آمد ، این آتش در دلش شعله ورتر می شد .به خانه آمد ، اما نه برای دیدن زن و بچه ، بلکه یک ریسمان از خانه برداشت و با خویش به مسجد پیامبر آورد و خود را محکم به یکی از ستونهای مسجد بست و گفت :خدایا تا توبه من قبول نشود ، هرگز خودم را از ستون مسجد باز نخواهم کرد . گفته اند فقط برای خواندن نماز یا قضای حاجت یا خوردن غذا دخترش می آمد و او را از ستون باز می کرد و مجددا باز خود را به آن ستون می بست و مشغول التماس و تضرع می شد و می گفت :خدایا غلط کردم ، گناه کردم ، خدایا به اسلام و مسلمین خیانت کردم ، خدایا به پیامبر تو خیانت کردم ، خدایا تا توبه من قبول نشود همچنان در همین حال خواهم ماند تا بمیرم .این خبر به رسول اکرم (ص ) رسید . فرمود : اگر پیش من می آمد و اقرار می کرد ، در نزد خدا برایش استغفار می نمودم ولی او مستقیم نزد خدا رفت و خداوند خودش به او رسیدگی خواهد کرد . شاید دو شبانه روز یا بیشتر از این ماجرا نگذشته بو

برچسب: نویسنده: مینا یزدانی تاريخ: دوشنبه 27 فروردين 1403 ساعت: 18:55

صفحه بندی